تبليغاتX
sad-girl -
وقتی که دیگه هیچ گلی بو نداره

وقتی خرس بچه گی ارومم نکنه

وقتی خون دستم قشنگ ترین رنگ دنیا بشه

وقتی بد ترین ادما به نظر همه بهترین ادما بشن

این دنیا چه ارزشی داره؟هان؟

 یعنی اخر دنیا کجاست؟

ما به دنیا امدیم چی کار کنیم؟

امدیم که زجر بکشیم عزیزترین کسامون از دست بدیم ظلم کنیم بعدش ام مرگ؟

همین؟

این دنیا از یه عروسک زشت و  سیا ه ام واسم کوچیکتر شده

عروسکی که اون با تو بازی میکنه نه تو با اون

پوفففففف!

دلم میخواد دوباره حس کنم دوباره بو کنم

بوی گل ها رو دوست دارم اما دیگه هیچ گلی واسم بو نداره

حس کنم

حس کنم اونای که شادن چه حسی دارن

حس کنم لبخند چه حسی به ادم میده

حس کنم نور خورشید روی چشام

 ولی همه این چیزا رو فراموش کردم

 من دیگه تاریکی اتاقم  سایه خودم روی دیوار

تنها بودنم و ترجیح میدم تا اینکه با تو ادمای مثل تو باشم    

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 11:0  توسط شیوا |